روزنامه ایران

صاحب امتیاز :خبرگزاری جمهوری اسلامی

مدیر عامل:محمد تقی روغنی ها

مدیر مسئول:محمدفاضلی

روابط عمومی:88769074

پیامک:3000451213

امور مشترکین:42162020

پذیرش آگهی ها:1877

آدرس :خیابان خرمشهرغربی پلاک 208

صندوق پستی:15875-5388

 

سرآغاز فرصتی دوباره

آدمی‌در عالم خاکی نمی‌آید به دست / عالمی‌از نو بباید ساخت وز نوآدمی
از دیدگاه معنوی، ماه مبارک رمضان با سرشت و سرنوشت یک فرد مسلمان درآمیخته است. زیرا درفرصت سی روزه این ماه با مدد اراده و تصمیم راه‌های تسلط بر نفس و دوری از گناه به دست می‌آید و پیش از آنکه  تفکر مادی  توفیق یابد هنجارهای ایمانی را دستخوش تطاول کند انسان راه  صلاح و کمال را می‌یابد و سلوک در صراط  الهی را برمی‌گزیند.
از این جهت رمضان  به مثابه مکتبی است که  هم جهان‌بینی فرد مسلمان را وسعت می‌بخشد و سویه‌های آن را تا دستیابی به «نفس مطمئنه» امتداد می‌دهد و هم در عرصه عمل، او را به صحنه جهاد اکبر می‌کشاند تا نستوهی ایمان را در رفتارش متجلی سازد. ازلطف خداوندگار جز این هم  انتظار نمی‌رفت، همو که ماه مبارک رمضان را همچون صافی روح در مسیر زندگی سالیانه بندگانش قرار داده تا از ناخالصی‌ها پالوده گردند و به  عهد «الست» متذکر شوند. در سایر ایام سال فرصت بازگشت به خویشتن خویش و بازسازی معنوی روح و جان تا این درجه، کمتر پیش می‌آید حتی گاهی وسوسه‌ها و تردیدهای فضیلت سوز به قلمرو وجود آدمی‌ آنچنان هجوم می‌آورند که  هویت معنوی انسان با بحران  مواجه  می‌شود و آدمی ‌به  برخی از رذایل  نیز خو می‌گیرد. ماه مبارک رمضان  این مجال و امکان را به انسان می‌دهد تا سکان وجود خود را  به دست آورد و با تقویت بنیه ایمانی، عمل به  پیمان‌های الهی را از سر گیرد.
در پایان یک ماه تلاش برای طهارت روح،  اینک زمان ارزیابی میزان توفیق درکسب و استقرار ملکه تقوا در ملک وجود فرا رسیده است. روزی که انسان می‌تواند و بایستی که  وضعیت خود را با قبل از ورود به این دوره سازنده مقایسه کند و نیروی ایمان را در وجود خود بسنجد. فطر، امکانی برای این مقایسه و فرصتی برای  بازشناسی مبانی اعتقادی، فرهنگی و رفتاری در انسان است تا در سایه اهتمامی ‌مؤمنانه و در چارچوب برنامه‌های مکتب، زندگی خود را باز تنظیم و شالوده‌های آن را  براساس ارزش‌های معنوی پی افکند.
 بی تردید یکی از پایه‌های تکامل روحی این است که هر فردی، وضع روحی خود را از نظر عیوب و نقایص اخلاقی، مورد بررسی قرار دهد و چهره باطنی خود را از نزدیک در آئینه خودشناسی مشاهده کند، تا ریشه رذایلی را که در روح و روان او پدید آمده است، قطع نماید.
 تقویت روحیه ایمانی از مناسک ماه مبارک رمضان نشأت می‌گیرد و در عید فطر پویایی و عظمت این روحیه به اوج  خود می‌رسد و قوام و دوام آن بر افعال فرد مسلمان  استوار می‌گردد. لازمه استمرار روح تقوا در طول سال نیز باور عمیق به  اصل محوری توحید و ارزش‌های  پیرامونی آن است. چرا که عقیده به یگانگی خالق هستی مهمترین انگیزه و پشتوانه اخلاق عملی بوده و عقیده به توحید و باور به یگانگی خداوند در خلاقیت و رزاقیت و.. می‌تواند زنجیره ناهنجاری‌ها و ناپاکی‌ها را از هم بگسلد و از آثار منفی آنها بکاهد. عید سعید فطر سرآغاز فرصتی دوباره برای دستیابی به زیست مسلمانی بر همگان مبارک باد.

   

ایران ورزشی

روزنامه ایران ورزشی از شناخته شده‌ترین روزنامه‌های حوزه ورزش است که در اول خردادماه 1376شمسی به جمع مطبوعات کشور پیوست و در مدت زمان کوتاهی توانست جایگاه مناسبی را به دست آورد و در زمان حاضر یکی از اصلی‌ترین روزنامه‌های ورزشی کشور شناخته می‌شود.این روزنامه با هدف تعادل بخشی به فضای ورزش کشور، سعی در تقویت تمامی رشته‌های ورزشی مورد علاقه ورزش دوستان و جوانان کشور را دارد و در جهت پویایی ورزش همگانی و تقویت ورزش قهرمانی کشور در همه رشته‌ها تلاش می‌کند. نشاني اینترنتی ایران ورزشی www.iran-varzeshi.com است که در دسترس دوستداران و علاقه‌مندان رشته‌های ورزشی است.

 

ایران

 

انتشار روزنامه ایران از بهمن‌ماه سال 1373 شروع شد و امروز یکی از روزنامه‌های پرتیراژ و سرآمد در عرصه مطبوعات به شمار می‌آید. این رسانه با بهره‌گیری از مجرب‌ترین روزنامه‌نگاران و به کار گرفتن تجربیات روزنامه‌نگاری در حوزه‌های مختلف سیاست، فرهنگ و هنر و اقتصاد، ورزش، بین‌الملل و امور اجتماعی و خانواده، گروه‌های خبری را سامان داده تا نیازهای مخاطبان با گرایش‌های گوناگون و سلیقه‌های مختلف را تا حد امکان پاسخگو باشد و در کنار آن پایگاه اینترنتی «ایران آنلاین» نیز مهم‌ترین اخبار و رویدادهای مهم ایران و جهان را به صورت لحظه‌ای در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد. نشاني اينترنتي روزنامه ايران www.inn.ir است كه علاقه‌مندان مي‌توانند با مراجعه به سايت روزنامه، از مطالب مندرج در روزنامه و آرشيو آن استفاده كنند. روزنامه ايران هم اكنون با افزودن ويژه‌نامه‌هاي گوناگون تخصصي كه به صورت روزانه به عنوان ضميمه منتشر مي‌شوند، پاسخگوي نيازهاي جوانان، بانوان، خانواده‌ها و كارشناسان حوزه‌هاي مختلف است.

 

 

ایران در گذر زمان (سالگرد انتشار روزنامه ایران سپید اواخر دهه 70)

چشم به راه «نتایج وین»

مذاکرات روزها، ساعت‌ها و شاید دقایق آخر خود را می‌گذراند و ضرباهنگ آن هر لحظه تندتر می‌شود و جهان در التهاب برآمدن دود سفید از هتل «کوبورگ» وین است. در آخرین ساعات مذاکراتی قرار داریم که قریب به دو سال از آغاز دور جدید آن می‌گذرد. اغراق نیست اگر ادعا شود اعلان دستیابی به توافق بین مذاکره کنندگان 1+5 با ایران را باید مهم‌ترین رویداد سیاسی جهان در دهه‌های اخیر برشمرد. تحولی که مصداق روشنی است بر کارآمدی خردمندی و عقلانیت در رویارویی و برون رفت در یکی از غامض‌ترین و پیچیده‌ترین پرونده‌های مفتوح در عرصه روابط بین‌الملل.
طبیعت دیپلماسی چانه‌زنی و اخذ امتیاز حداکثری است. اتفاقاتی که امروز در وین شاهد آن هستیم نیز مصداقی بر همین قاعده است. تردیدی نیست همان طور که رئیس جمهوری امریکا اعتراف کرد اگر طرف‌های مذاکره کننده با ایران می‌توانستند، حتی به ماندن یک پیچ صنعت هسته‌ای ایران رضایت نمی‌دادند. امریکا و غرب بخوبی آگاهند که سابقه تاریخی ایران نمایانگر این واقعیت است که فارغ از کشمکش‌های سیاسی در داخل کشور و اینکه کدام جریان سیاسی دست بالا را در حاکمیت داشته باشد، ایران هرگز در شرایط فشار تسلیم خواسته‌های خارج از قواعد و عرف بین‌المللی نخواهد شد. شاید یکی از دلایل رویکرد جدید 1+5 به طور عام و ایالات متحده امریکا به طور خاص در مذاکرات دو سال گذشته نیز منتج از دریافت درست آنان از این واقعیت است.
پرونده هسته‌ای ایران طی یک دهه گذشته فراز و نشیب‌های فراوانی را پشت سر گذاشته است و کشورمان هزینه‌های گزافی را بابت آن پرداخته است. پاسخ به سؤالی که آیا این هزینه غیرقابل اجتناب بود یا خیر، موضوع این نوشتار مختصر نیست؛ با این وجود، نمی‌توان از مذاکرات هسته‌ای سخن گفت و از این سؤال غافل ماند که چگونه بحرانی که می‌توانست امنیت ملی کشور را به مخاطره اندازد و شرایط غیرقابل کنترلی را در منطقه و جهان ایجاد کند، مدیریت شد و در کمتر از دو سال به نتیجه رسید. اگر به شرایطی که پرونده هسته‌ای چند سال قبل و فضای پر تشنج جنگ لفظی، تهدید نظامی، افزایش تحریم‌ها و تشدید فشارهای بین‌المللی که کشور در آن قرار داشت بازگردیم، بهتر می‌توان به اهمیت تحول در حال وقوع، پی برد.
حماسه باشکوه انتخابات سال 92 و رأی مردم به روحانی و حمایت از رویکرد «تعامل با جهان» در سیاست خارجی و راهبرد نرمش قهرمانانه رهبر معظم انقلاب از مهم‌ترین عواملی بودند که فضای سنگین بین‌المللی علیه کشورمان را شکست و چنانچه ملاحظه کردیم جهان بسرعت از تغییر در ایران استقبال کرد و فضای سنگین بین‌المللی علیه ایران ناشی از بی‌تدبیری، ماجراجویی و بی‌اعتنایی به ساز و کارهای مرسوم و مورد قبول جهان را شکست. اعلام آمادگی ایران برای از سرگیری مذاکرات هسته‌ای با 1+5 با هدف برون رفت از بحران هسته‌ای از طریق دیپلماسی و مبتنی بر استراتژی برد- برد که نمایانگر عزم راسخ ایران برای برون رفت از این بحران بود، تدبیر هوشمندانه دولت در انتقال پرونده هسته‌ای از شورای عالی امنیت ملی کشور به وزارت خارجه و انتخاب حرفه‌ای‌ترین تیم مذاکره کننده با گماردن وزیر خارجه‌ای دیپلمات با وجهه‌ای بین‌المللی نیز از اقداماتی بود که باعث اطمینان طرف مقابل در مذاکرات معطوف هدف بود که موجب سرعت گرفتن مذاکراتی جدی و تحقق اهداف گام به گام در پرونده هسته‌ای بود.
با این وجود باید اذعان کرد که رویکرد جدید طرف‌های مذاکره کننده با ایران و بویژه امریکا از دیگر عوامل مهم برای تحقق این رویداد بود.  
به یقین اعلام توافق جامع با 1+5 همچون زلزله‌ای بر منطقه و جهان تأثیرگذار خواهد بود. در پرتو این تحول روابط ایران با جهان دچار تحولی انکارناپذیر خواهد شد. برخورداری از برنامه‌ای مدون برای مدیریت این تحولات چه در منطقه آشوب‌زده پیرامون کشور و چه در سطح جهانی از اولویت‌های سیاست خارجی است.
 

 

جاوید قربان اوغلی
کارشناس دیپلماسی

ایران در گذر زمان (ساختمان روزنامه ایران درسال 1372)

 

 

 

مراسم گرامیداشت روز عفاف و حجاب

در وین چه می گذرد؟

اظهارات روز پنجشنبه جان کری  مبنی بر اینکه «مذاکرات را نمی‌توانیم تا ابد ادامه بدهیم و ممکن است میز مذاکره را ترک کنیم» اگر چه؛ از سوی برخی محافل رسانه‌ای، نشانه‌ای از  کاهش احتمال دستیابی به توافق تعبیر شد، اما واقعیت آن است که این موضع؛  صرفاً ژستی سیاسی است که با هدف متزلزل کردن تیم مذاکره کننده ایران اعلام شد و  با الزامات عمق استراتژیک دیپلماسی امریکا همخوانی ندارد. موضع تند کاخ سفید در حالی مطرح شده که دولتمردان امریکایی  حل مسأله هسته‌ای  با ایران و دستیابی به توافق نهایی را  از نظر پرستیژ ملی، مهم تلقی می‌کنند و در انتخابات آتی ریاست جمهوری این کشور، دموکرات‌ها، حساب ویژه‌ای روی این توافق باز کرده‌اند تا مددکار آنان در غلبه بر جمهوریخواهان رقیب باشد. زیرا نامزد نهایی دموکرات‌ها که به نظر می‌رسد خانم هیلاری کلینتون باشد، می‌تواند در مبارزات انتخاباتی خود به حل مشکلی  که حدود 15 سال است، به یکی از دغدغه‌های اصلی دیپلماسی امریکا تبدیل شده بود، مباهات کند و به عنوان یکی از متغیرهای رأی آور، روی این موفقیت دموکرات‌ها مانور دهد.
البته در کنار این تلاش، نمی‌توان از مسائلی که سبب می‌شود مذاکره کنندگان غربی با احتیاط پیش بروند به سادگی عبور کرد. تحولات منطقه خاورمیانه از مسأله« داعش» تا درگیری‌های یمن، اختلافات موجود میان ایران و عربستان، نزدیکی عربستان به مصر و اسرائیل  و نیز اظهارات ادعایی اخیر وزیر خارجه این کشور علیه ایران در کنار فشار لابی یهود و جمهوریخواهان بر کاخ سفید مسائلی هستند که باعث می‌شود تیم امریکایی با احتیاط پیش برود و به قول خودشان بخواهد به توافق خوب دست پیدا کند.  واقعیت دیگر این مذاکرات وجود دیپلمات کهنه کاری مانند آقای ظریف وزیر امور خارجه ایران در یک سوی میز مذاکره است. کسی که تا‌کنون مذاکرات را بخوبی پیش برده و اگر توانمندی و تجربه او نبود، مذاکرات تا به همین  مرحله هم نمی‌رسید. بنابراین،  برخی تنش هایی که در روزهای انتهایی مذاکره ایجاد شده، مسائلی نیست که  در روندی طبیعی، به ترک مذاکره از سوی طرفین و بویژه از سوی ایران منجر شود.
رسیدن مذاکرات تا مراحل پایانی و باقی ماندن تیم‌های مذاکره در «وین» حتی پس از اختلافات چند روز اخیر، گویای این نکته است که طرفین با وجود تفاوت برداشت‌های عمیقی که در حوزه‌های مختلف با یکدیگر دارند، در موضوع پرونده هسته‌ای راه تعامل را در پیش گرفته‌اند. تیم مذاکره کننده منسجم ایران که در هر سه حوزه سیاسی، حقوقی و فنی از توان قابل تأملی برخوردار است برای دستیابی به نتیجه مطلوب تلاش کرده‌اند و تا حدودی که راهبرد «نرمش قهرمانانه »  و تأمین منافع ملی اجازه داده، کوشیده‌اند در قالب «برد – برد» مذاکرات را گام به گام پیش ببرند و برای اختلاف نظرها، راه حل‌های مورد قبول طرفین مذاکره بیابند. بر‌همین مبنا، می‌توان انتظار داشت مذاکره‌ای که با صبر و حوصله طی چندین ماه از گردنه‌های دشوار گذشته  و به ایستگاه آخر رسیده، این بار نیز می‌تواند با تکیه بر مهارت دیپلمات‌ها و گره‌گشایی آنان،  از خط پایان نیز عبور کند؛ البته مشروط به آنکه طرف غربی هم سودای زیاده خواهی و نقض عهد را در سر نپروراند.

علی بیگدلی
کارشناس روابط بین الملل

توافق؛ فرصت یا تهدید؟

 پیش‌بینی رفتار آتی کشورهای موسوم به 1+5، سخن گفتن از درستی یا نادرستی فلان بخش از توافق یا حتی ارائه راهکار به تیم هسته‌ای خارج از گود نفسگیر مذاکره، کارهایی است که این روزها در سطح مطبوعات یا از طریق تریبون‌های مختلف رایج است. مفروض چنین ابراز نظرهای توأم با اعتماد به‌نفس نیز این است که هر آنچه در جریان پرونده هسته‌ای و توافق قریب‌الوقوع تیم مذاکره کننده کشورمان رخ خواهد داد، بالمآل وابسته به رفتار این چند نفر و عواقب احتمالی نیز متوجه این افراد است. این نگاه ساده‌اندیشانه که قادر به درک درستی از پروسه توافق نیست البته در ضمیر ناخودآگاه خود می‌داند آن گره‌ای که امروز به دست توانمند مذاکره‌کنندگان هسته‌ای و با حمایت رهبری در حال تحقق است، همان چیزی است که در چهارراه سرگردانی برخی دیگر، کشور را در معرض تحریم‌ها و محدودیت‌های جدی قرار می‌داد. پرداختن به ابعاد دقیق و توأم با پیچیدگی توافقی که دستیابی بدان چندان دور از انتظار نیست، البته در این یادداشت میسر نیست اما می‌توان در کنار نتایج ناخوشایند ناشی از حاصل نشدن توافق که به گسترش تحریم‌ها، وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی، قدرت گرفتن جریان‌های پوپولیستی و تقویت موضع جمهوریخواهان در انتخابات آتی ریاست جمهوری امریکا منجر می‌شود، این پرسش را هم مطرح کرد که توافق حاصل چگونه توافقی خواهد بود و چه کسانی مسئول اثرات بلندمدت آن خواهند بود؟ تردیدی نیست موضوع مهمی که بیش از یک دهه و نیم، هم و غم جامعه جهانی را معطوف خود کرده، برای حصول به نقطه پایانی توافق صرفاً در چارچوب یک پروسه قابل فهم است و آثار و تبعات آن را نمی‌توان احاله به موضعگیری چند رسانه یا ادعاهای جناحی این و آن کرد.
به عبارت دیگر به هیچ وجه نمی‌توان تصور کرد منظور از توافق متن 80 صفحه‌ای امضا شده‌ای است که عنوان توافق جامع را یدک می‌کشد و پس از آن، ملت‌ها باید به انتظار نتایج توأم با خیر یا شر آن باشند. نگاهی به تاریخچه مذاکرات غرب بالاخص ایالات متحده با رقبا یا دشمنان خود نشان می‌دهد که فرجام و تبعات یک توافق نه فقط در محتویات آن بلکه در میزان توانایی نهادها و گروه‌های ذی‌نفوذ آن کشور برای استفاده از فرصت‌های حاصل از توافق مذکور است. شوروی سابق و چین دو مثال بارز از کشورهایی هستند که در برهه‌هایی تن به مذاکره با غرب دادند و این مذاکره نیز فراز و فرودهای خاص خودش را داشته است.
نکته مهم اما در اینجاست که این توافق‌ها هیچ کدام به تنهایی سرنوشت توأم با موفقیت یا ناکامی این دوکشور را رقم نزدند بلکه صرفاً به منزله آغاز دوران جدیدی تلقی شدند که در هر کدام از این دو مدل، سرنوشتی جداگانه یافت. شوروی سابق به واسطه تطابق نداشتن توانمندی‌های خود با نیازهای دنیای جدید بالاخص در مقوله توسعه منابع انسانی، مبارزه با فساد و نیز به‌روزرسانی آرمان‌های خود با واقعیت‌های موجود حتی از قبل موفقیت‌های نسبی که در مذاکرات مهم منجر به توافق «سالت» با ایالات متحده بدان دست یافت، باز هم قادر به مدیریت مشکلات اساسی خود نبود حال آنکه چین دوران شیائوپینگ با انجام اصلاحات اساسی در حوزه منابع انسانی، مشارکت و نیز توسعه زیرساخت‌ها و محدود کردن نیروهای تندروی داخلی بخوبی توانست از فرصت مذاکره با غرب به سوی مرحله‌ای که اکنون با افتخار در آن قرار دارد، پل بزند. از این منظر می‌توان گفت که بخش اعظم مسئولیت تیم مذاکره کننده هسته‌ای بعد ازانجام توافق به گروه‌ها و نهادهای ذی‌نفوذی حوالت داده می‌شود که در شرایط جدید دیگر همچون گذشته قادر به فرافکنی و نگاه از بیرون نیستند و جامعه بعد از این منتظر است تا توانایی‌های آنان را در به‌روزرسانی خود با مطالبات و نیازمندی‌های جدید و مدیریت منابع مالی یا نظارت بر تخصیص درست آن در کنار ایجاد زمینه‌های لازم برای رشد و توسعه انسانی و نظایر آن، مشاهده کند.

سعید علیخانی
تحلیلگر مسائل بین‌الملل

روز جهاني قدس

سالهاست كه منطقه ي خاورميانه با چند مشكل مهم و اساسي روبرو بوده و يكي از بحراني ترين مناطق جهان به شمار مي آيد .
مهم ترين و بارز ترين و اساسي ترين ريشه بحران خاورميانه مسأله فلسطين و جنگ مداوم رژيم جعلي اسرائيل با مردم فلسطين و با برخي از كشورهاي همجوار فلسطين اشغالي از جمله لبنان است. از سال 1948 تا كنون كه اسرائيل اعلام موجوديت كرده است، حملات بي وقفه اين رژيم عليه ملت فلسطين ادامه داشته است. ميليون ها نفر از مردم فلسطين از سرزمين خود رانده و آواره شده اند و هزاران نفر از آنها به اسارت رژيم صهيونيستي در آمده اند و هزاران نفر ديگر هم به شهادت رسيده و ده ها هزار نفر نيز زخمي شده اند. منطقه ي خاورميانه به خاطر شرايطي كه رژيم اشغالگر قدس ايجاد كرده، به منطقه اي بحراني و متشنج و نا آرام تبديل شده است. دشمن صهيونيستي در ماه هاي اخير و به خصوص پس از مرگ مغزي شارون - قصاب فلسطيني ها- به منظور نشان دادن عدم تغيير سياست هاي ضد بشري خود، اقدامات تروريستي خويش را بر ضد ملت فلسطين شدت بخشيده است از سويي همچنان به صورت شبانه روزي دست به يورش وحشيانه به خانه و كاشانه ي مردم فلسطين مي زند و به كشتار و ترور مردم و شخصيت هاي فلسطيني ادامه مي دهد از سوي ديگر فشار خود را براي ناديده گرفتن انتخابات مردم فلسطين ادامه داده و با فشار سياسي سردمداران آمريكا بر دولت هاي عربي و بر رئيس دولت خودگردان فلسطين مي خواهد دولتي ديگر را در فلسطين ، آن چنان كه خود مي پسندد - بر سر كار آورد. اسرائيل هر روز و به طور مرتب، سرزمين فلسطين را ويران مي كند. بر شدت تخريب زيربناها و اقتصاد آن، مي افزايد. فضاي ناامن براي زندگي همه ي مردم فلسطين به وجود مي آورد. آيا در اين شرايط مردم جهان مي توانند سكوت كنند؟ اسرائيل انتخاب مردم فلسطين را در برگزيدن دولت مردانشان بر نمي تابد و مردم آن سامان را به خاطر انتخاب دولت مورد نظر خود به صورت دسته جمعي تنبيه مي كند. وزرا، نمايندگان مجلس و منتخبين مردم فلسطين را از درون خانه هايشان دستگير و زنداني مي كند. هزاران فلسطيني را در طي سالهاي طولاني و در شرايط بسيار بد و غير انساني در زندانهاي مخوف در حبس هاي طولاني نگه مي دارد . رژيم صهيونيستي مي خواهد نوع حكومت فلسطينيان و افراد مناسب براي دولت اين كشور را به آنها ديكته كند. روزي نيست كه مردم سرزمين فلسطين توسط نظاميان وحشي و جنگنده هاي اسرائيل كشته و يا زخمي نگردند. فلسطين تنها سرزميني در دنيا است كه حقوق بشر در آن به صورت شبانه روزي از سوي رژيم اسرائيل نقض و ضايع مي گردد. ولي پرچم داران مدعي حقوق بشر هميشه در برابر اين جنايات سكوت كرده اند. آنها - به خصوص رژيم آمريكا - هر روز اسرائيل را تشويق به جنايات بيشتر مي كنند. آيا مردم دنيا مي توانند در برابر اين ظلم آشكار به سكوت خود ادامه دهند؟ چرا آمريكا بايستي سالانه بيش از سه ميليارد دلار در اختيار رژيم صهيونيستي قرار دهد؟ تا اسرائيل آن را خرج كشتن و حمله به مردم فلسطين بنمايد. چرا آمريكا به طور مرتب تسليحات و تجهيزات كشتار فلسطينيان را در اختيار رژيم اسرائيل مي گذارد؟ چرا اسرائيل تنها مركز عمده ي ذخيره و نگاه داري سلاح هاي هسته اي در خاورميانه است؟ اسرائيل با بمب هاي هسته اي خود، كدام ملت را مي خواهد نابود كند؟ چرا فلسطيني ها بايد هميشه در محاصره ي دائمي نظاميان اسرائيلي باشند و چرا آنان نبايد راهي به دنياي آزاد داشته باشند؟ چرا اسرائيل بايد اجازه يابد كه با كشيدن يك ديوار بزرگ و طويل بتوني، ميليون ها فلسطيني را در سرزمينشان به طور دسته جمعي زنداني كند؟ چرا جامعه بين المللي با سكوت خود، از مجموعه ي اقدامات ضد بشري رژيم صهيونيستي چشم پوشي مي نمايد؟ چرا بايستي مدافعان تجاوز اسرائيل به مردم فلسطين و لبنان كه خود را جامعه بين المللي مي نامند بين اشغالگر و اشغال شده علامت تساوي بگذارند و مقاومت در برابر اشغال و تروريسم دولتي اسرائيل را تروريسم بنامند؟ آيا آنها مي خواهند اشغال را توجيه كنند؟ چرا ملت هايي كه از مردم مظلوم فلسطين حمايت مي كنند و به وحشي گري ها و جنايات دائمي اسرائيل اعتراض مي نمايند، آنها را به عنوان حاميان تروريسم معرفي مي كنند؟ چرا بايد آمريكا اجازه داشته باشد به طور مرتب اسرائيل را به پيشرفته ترين سلاح هاي كشتار جمعي و بمب هاي ضد نفر خوشه اي و هواپيما هاي بدون سرنشين جاسوسي و تجهيزات ترور و شكنجه مجهز نمايد و پيشرفته ترين فناوري ها را براي توليد سلاح هاي ضد بشري در اختيار قاتلين مردم فلسطين قرار دهد؟ آيا بازهم بايد سكوت كرد؟ آيا فلسطيني ها در برابر ظلم مداوم به فرزندان و سرزمينشان ، حتي اجازه فرياد زدن در برابر صهيونيست ها را ندارند؟ آيا آنها نبايد دست به انتفاضه و قيام همگاني عليه دشمن خود بزنند و از توان خود و جان هاي خود براي مقاومت مشروع و قانوني استفاده كنند؟ مردم دنيا براي جلوگيري از كشتار مستمر زنان و كودكان و كهنسالان و جوانان بي گناه فلسطيني به چه راه حلي مي انديشند ؟ آيا دولت هاي منطقه ي خاورميانه بايد هميشه ياور ظالم باشند و در برابر ظلمِ به مظلوم، ساكت بنشينند؟ يا بنا به فرمايش مولاي آزادگان جهان امام علي ابن ابي طالب عليه السلام ياور مظلوم و دشمن ظالم باشند؟«كونوالظالم خصماً و للمظلوم عوناً»
حال كه در نظام بين الملل و در مناسبات جهاني هيچ مرجعي براي رسيدگي به حقوق مردم فلسطين كه از سوي رژيم خودكامه اسرائيل به طور مرتب زيرپا گذاشته مي شود وجود ندارد، چه وسيله اي براي ابراز نارضايتي و اطفاي آتش خشم مردم جهان در برابر جنايات رژيم اسرائيل وجود دارد؟ وقتي هر روز رسانه هاي گروهي و راديو و تلويزيون ها و مطبوعات غربي براي توجيه كشتار مردم فلسطين و در حمايت از جنايات رژيم صهيونيستي مطرح مي كنند كه: چند تروريست فلسطيني به دست سربازان اسرائيلي كشته شدند، چه بايد كرد؟ مردم بي دفاع و بي پناه فلسطين از چه مرجعي بايد تعريف تفاوت حقوقي و قضايي صفت خود را به نام تروريست غير مسئول و صفت قاتلين خود را با عنوان سرباز مسئول خواستار شوند؟ پرسش اساسي مردم دنيا از آمريكا و اسرائيل اين است كه چرا حرفه و شغل اين رژيم ها و حاميانشان در پنهان كردن اساس اجبار مردم ستم ديده ي فلسطين به دفاع از حق مشروع خود است؟ پرسش اساسي مردم زير ستم جهان اين است كه اگر وظيفه و نقش سازمان ملل متحد در منشور آن سازمان ، تأمين صلح و امنيت ملل جهان ثبت شده است ، پس چرا اين سازمان در بيش از مدت پنجاه سال عمر خود، به خاطر سلطه بي چون و چراي دولت هاي صاحب حق وتو در شوراي امنيت، به هيچ قدرت بنيادي براي تأمين صلح و امنيت مردم جهان تبديل نشده است؟ و چگونه است كه تمامي قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل در مورد تخليه اراضي اشغالي فلسطينيان از دست قواي اسرائيل، بدون هيچ گونه بيمي از عكس العمل سازمان ملل، به سطل زباله ريخته مي شود و به اجرا در نمي آيد؟ چرا اسرائيل با داشتن بيش از 200 كلاهك اتمي در زرّاد خانه هاي خود هيچ يك از قطعنامه هاي تحريم سلاح هاي اتمي را امضا نكرده و به NPT نپيوسته است؟ پاسخ مشخص است. چون آمريكا از اسرائيل ، حمايت همه جانبه مي كند و اسرائيل پايگاه بزرگ و سرپل نظامي آمريكا در خاورميانه براي سلطه بر مردم اين منطقه است. متأسفانه شوراي امنيت سازمان ملل در جريان جنگ اخير ارتش اسرائيل عليه مردم لبنان، چهره ي سياهي از خود به نمايش گذاشت. اين شورا علي رغم خواست دولت لبنان، مردم جهان و سران كشورهاي عربي از تشكيل جلسه به موقع براي توقف حملات ارتش اسرائيل به لبنان ، خودداري نمود و آنقدر زمان و فرصت در اختيار رژيم صهيونيستي قرار داد تا ظرف 33 روز، ارتش جنايت كار اسرائيل تمام زيربناها و تأسيسات اقتصادي مردم لبنان را منهدم نموده و بيش از يك ميليون نفر از جمعيت آن كشور را آواره و بي خانمان نمايد و تنها در زماني كه اسرائيل به آمريكا اعلام نمود كه هيچ گونه راه حل نظامي براي شكست حزب الله وجود ندارد، آنگاه شوراي امنيت سازمان ملل اقدام به صدور قطعنامه اي نمود كه آنهم ضمن توقف عمليات جنگي و نه آتش بس دائمي، بتواند فشار سياسي جديدي را بر مردم لبنان و به نفع اسرائيل اعمال نمايد. اين بي عدالتي ها را چگونه بايد از بين برد؟ مردم لبنان پس از ساليان دراز كه تحت فشار و حملات مداوم اسرائيل قرار داشته اند به اين نتيجه رسيدند كه نمي توانند منتظر اقدامات بين المللي براي كاهش جنايات دشمن باشند. آنها تشخيص داده اند كه براي نجات خود از بمباران ها و گلوله باران هاي دشمن صهيونيستي و بيرون كردن نظاميان اسرائيل از سرزمين خويش، بايد خود ، دست به كار شوند. در نتيجه در درون خود مقاومتي مردمي را براساس عقايد اسلامي شكل داده اند و حزب الله را پديد آورده اند. مردم لبنان هم اكنون درك كرده اند كه وجود حزب الله عامل اصلي امنيت، ثبات و آرامش سرزمينشان است. ملت فلسطين هم احساس كرده اند كه انتظار از دولت هاي قدرتمند، و نيز تنها چشم دوختن به كمكهاي دولتهاي عربي بي فايده است. آنها درك كرده اند كه تمام قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل براي محكوم كردن جنايات اسرائيل عليه مردم فلسطين، در زمان هاي مختلف و در ساليان دراز، فقط و فقط به خاطر مخالفت آمريكا و وتوي شيطان بزرگ به تصويب نهايي نمي رسد. لذا با دست خالي دست به قيام بزرگ انتفاضه زدند تا سرنوشت خويش را خود، بدست گيرند. در اين شرايط مردم جهان هم نمي خواهند تنها نظاره گر صحنه هاي كشتار و ترور مردمان بي سلاح فلسطيني باشند بلكه آنها هم مي خواهند نقش مهم خود را در حمايت از مردم فلسطين اِعمال كنند. البته مسلمانان وظيفه اي بالاتر دارند زيرا پيامبر اعظم محمد مصطفي (ص) فرمود:« مَن اَصبَحَ وَ لَم يَهتَمَّ بِاُمورِالمُسلِمين فَلَيسَ بِمُسلم»بنابراين همه ي دلسوزان عالم به دنبال راه حلي عملي براي پايان دادن به ريشه هاي نا امني در منطقه ي خاورميانه هستند. حضرت امام خميني رضوان الله تعالي، بر اساس بينش اسلامي و تأسّي به قرآن مجيد، راه را به همه ي آزادانديشان و صلح خواهان جهان نشان داده است. براي اولين بار از زمان اشغال فلسطين و به منظور وارد كردن قدرت عظيم مسلمانان و مستضعفان جهان در حمايت از مردم مظلوم فلسطين، بنيان گذار انقلاب اسلامي و پرچم دار نهضت جهاني اسلام، در 27 سال پيش، آخرين جمعه ي مبارك ماه رمضان را كه از ايام قدر است به عنوان روز قدس انتخاب نمودند تا مسلمانان جهان و دولت هاي اسلامي طي مراسمي، همبستگي بين المللي خود را در حمايت از حقوق قانوني مردم فلسطين اعلام نمايند و با پيوستن به يكديگر، دست اين رژيم غاصب و پشتيبانان آن را از سر ملت فلسطين كوتاه نمايند. با اين اقدام امام راحل عظيم الشأن، مسأله فلسطين به عنوان مهمترين دغدغه جهان اسلام مطرح و راه حل آزادي قدس و نجات مردم فلسطين نيز مشخص شد . اعلام روز جهاني قدس، مصيبت اشغال فلسطين را در رأس مسائل جهان اسلام معرفي كرد و از همه ي مسلمانان و مستضعفان جهان خواست تا با كمك يكديگر به ياري خواهران و برادران خود در فلسطين بشتابند تا اسرائيل نتواند به اشغال سرزمين هاي فلسطيني ادامه دهد و ملت فلسطين را تضعيف نموده و از پاي درآورد. اگر مردم مسلمان جهان در يك همايش عظيم جهاني در روز قدس، هر كدام ، بنابر توصيه ي حضرت امام خميني، يك سطل آب بريزند، اسرائيل را آب خواهد برد.... به اميد آن روز

لیالی قدر

  ایام لیالی قدر و شهادت امیرالمومنان علی (ع) تسلیت باد.

 

 

تسلیت به همکار

همکار گرامی سرکار خانم زهرا کشوری در سوگ فقدان پدر بزرگوارشان هستند این مصیبت را به ایشان وخانواده محترمشان تسلیت عرض نموده وبرایشان از خداوند متعال صبر آرزو داریم...